تبلیغات
گمگشته دیار محبت - چادرش روی زمین کشیده میشد ...
 
گمگشته دیار محبت
درباره وبلاگ


بسم الله النور

یه سید هستم جامونده از همه جا

اگه دعام کنید ممنون میشم

************************



زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم حکایت هجرا ن عجیب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گمگشته دیار محبت کجا رود؟؟؟؟
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به خالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست


***************************

مدیر وبلاگ : گمگشته دیار محبت
دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته;لبه چادرش روی زمین کشیده میشد

پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت:

بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس جارو بزنه(خنده کلاس)

دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت:

پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟

(همون صداها این بار بلندتر خندیدن!!)


نوع مطلب : جوانان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:26 ق.ظ
Hi colleagues, its wonderful paragraph regarding educationand fully explained, keep it
up all the time.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:42 ب.ظ
Article writing is also a excitement, if you be acquainted with then you can write or else it is complex to write.
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:18 ق.ظ
Hello there, just became alert to your blog through Google, and found that it
is truly informative. I am going to watch out for
brussels. I'll appreciate if you continue this in future. Numerous people will
be benefited from your writing. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما